بشز " هر لحظه زندگی برایم مثل کابوس وحشتناک شده است"
تازه ها: .

" هر لحظه زندگی برایم مثل کابوس وحشتناک شده است"

٢٠ عقرب ١٤٠١، (٠نظر)

نگاهی بر زندگی یکی از زنان فعال مدنی در کابل تحت حاکمیت طالبان:

تساوی

بعد از امدن طالبان ، فعالیت های مدنی و اعتراضات برای حق خواهی توسط زنان ودختران در کابل و وبرخی ولایات اغاز گردید؛ علاوه بر دستگیری و مجازات عده ای از انها که اخبار انها در رسانه ها نشر شد تعداد زیادی از انان با مشکلات و محدودیت های بیشتری روبرو گردیدند .

تساوی به سراغ یکی از این زنان فعال مدنی رفته و از او درباره وضعیت زندگی و نگرانی هایش پرسیده است . ما برای حفظ مصئونیت وی از نام مستعار استفاده کرده ایم .

آزاده جویا ، یکتن ازفعالین مدنی ولایت کابل ، دارای دو سند لیسانس است که بیشتر از 20 سال در وظایف مختلف دولتی کار کرده  است  او مسئولیت های مهمی در بخش های مختلف دولتی را بر عهده داشته است . بانو جویا  میگوید در زمان  جمهوریت در برنامه های داد خواهی برای حقوق زنان سهم فعال داشته است وی افزود :  متاسفانه با تغییر رژیم و روی کار آمدن طالبان  روز به روز مشکلات اجتماعی مردم،  بخصوص زنان بیشتر و بیشتر شد چون طالبان  برای خانم هیچ حقی قایل نیستند، طالبان حتی مانع تحصیل و مکتب رفتن دختران شده اند و تا اکنون هم موفق به باز گشایی مکاتب دخترانه نشده اند.

همین  بی عدالتی اجتماعی سبب شد که ما حرکت های دادخواهانه داشته باشیم و صدای مان را به گوش مقامات حاکم، سازمان ملل و کشور های درگیر در قضیه افغانستان برسانیم تا آنها متوجه مشکلات زنان شوند و به آن رسیدگی کنند.

این دادخواهی های ما که اعتراضات خیابانی، بود منجر به این شد، تا ریس شرکت دولتی که من انجا کار میکردم و حامی وعضو طالبان بود با بسیار رویه خراب و خشن ، خطابه های پوچ و بی معنی  و اخطاریه ها مرا از وظیفه ام منفک  نماید  او مرابه یک بخش غیر فعال تبدیل نمود و و چندین بار مرا تهدید کرد که  در هیچ اداره دولتی نمی گذارد که شامل وظیفه شوم .

همین تهدید ها باعث شد، که من وظیفه نروم، گرچند چندین بار مراجعه کردم، که مکان دولتی نباید شخصی سازی شود، من عضو اجتماع  مدنی افغانستان هستم، داد خواهی برای خواهرانم کرده ام ، نباید حق خودم تلف شود، باید حق خود را بخواهم،  اما متاسفانه با  تهدید سلاح، جبر و فحاشی انها  نمیتوانستم به کارم ادامه بدهم، چون تهدید نه تنها که متوجه خودم بود، بلکه حتی احتمال زیاد می رفت که به فامیلم نیز آسیب برسانند، خواستم که فامیلم در امن باشد،به  دلیل همین تهدیدها از وظیفه دولتی صرف نظر کردم و فعلا وظیفه دولتی نمی روم و  تا زمانیکه تضمین امنیت روحی و روانی پیدا نکنیم، نمی توانم به کارم ادامه بدهم، هر زمانیکه در اینده مشکلات و چالش ها حل شد، دوباره به کارم ادامه خواهم داد."

وی در حال حاضر مکتب خانگی ساخته وکلاس های انلاین برگزار میکند اما نمیخواهد بخاطر تهدیدات امنیتی در باره ان جزییات بیشترارائه کند وی میگوید که حتی دخترانی که در این کلاسها شرکت میکنند نیز همیشه از تهدید طالبان میترسند

وی افزود : وضعیت افغانستان نا امید کننده است ، چندین ولایت افغانستان نسل کشی جریان دارد، مردم سمت شمال از خانه های شان بیرون رانده شده و کوچ اجباری جریان دارد، در زیر خیمه زندگی می کنندو پنجابی ها در آنجا جا بجا شده روان هستند.

مردم بیگناه از خانه های شان کشیده زندانی می شود، بدون این که برای شان دوسیه ترتیب و ابلاغ شود که جرم شان چیست، در حالت نامعلوم هزاران انسان زندانی هستند، انجمن وکلای مدافع نیز لغو شده تا وکیل بگیرند و از گناه و جرم نکرده خود دفاع نمایند.

اگر روز در موتر روی جاده ها حرکت کنید می بیند ، که همه چیزی بطرف بربریت و استبداد روان است و وضعیت افغانستان را درک کنید، که جبر است، اما مردم از روی مجبوریت نان ندارند،  در روی بازار برای لقمه نان بخور نمیر کار می کنند و هیچ گونه آرامش روحی و روانی ندارد.

او درباره وضعیت زندگی ناارام این روها به تساوی گفت :

"در بازار، در خانه و سایر مکان ها احساس خطر می کنم، مشکلات روحی و روانی پیدا کرده ام، می ترسم که برای خودم و فامیلم ، مشکلی ایجاد نشود، هر لحظه زندگی برایم مثل کابوس وحشتناک شده است ، چون در این ۱۵ ماه همیشه با خطر مواجه بوده ام، اما در رویکرد طالبان چی در سطح کشور و چی درسیاست خارجی شان کدام تغیر نمی بینیم، نه از سوی خود طالبان و نه از سوی حامیان شان کدام روشنی دیده نمیشود."


بانو جویا از ادامه وضعیت به شدت نگران است و می گوید:" وضعیت بحرانی تر شده و آینده مبهم را پیش روی خود می بینم.  خراب شدن این وضعیت را ما درک می کنیم چون که امکانات و بسیار چیز های خود را از دست دادیم.اما برای کسانی که از بیرون نظاره گرهستند، شاید بگویند وضعیت خوب است و هیچ آب از آب تکان نخورده است در حالیکه هزاران فجایع جریان دارد، افرادی که حس انسان دوستی در وجود شان زنده باشد، درک می کنند که مردم افغانستان وضعیت روحی، روانی و هست بود شان همه دچار مشکل شده است.

به آینده خود امیدوار نیستیم، ما به بودن همین لحظه شک داریم و این را ما درک می کنیم، چون در کشتی شکسته در اقیانوس متلاطم، ما گیرمانده ایم، سایر ملل دنیا از کنار ساحل نظاره گر اند.

این در حالیست که همه روزه انفجار و انتحار، کاهش نیافته بلکه تازه  در حال افزایش است . موضوع بسته بودن مکاتب دخترانه هنوز پا برجاست، عرصه زندگی زنان روز به روز تنگ تر میشود، آینده تاریک و نامعلوم که بکجا خواهد انجامید، همه را هراسان ساخته و زندگی میان ترس و دلهره مانند موریانه از درون انسان های گیر مانده این سر زمین را می خورد و بدون صدا می شکنند.

 


اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت محفوظ و متعلق به موسسه فرهنگی و اجتماعی تساوی می باشد.
استقاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
Design & Developed by: Momtaz Host