تازه ها: .

با شعر الفت ناگسستنی دارم .

حمیرا بنیادی ، ٢٢ جوزا ١٣٩٥، (٠نظر)

.

بانو سروری همواره در زندگی تلاش نموده تا خواسته ها و  ناگفته هایش را با زبان اشعارش بیان کند.

بانوسروری غوری متولد شهر کابل اما زاده گاه پدری اش ولایت غور افغانستان می باشد، وی فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات فارسی دانشکده تعلیم و تربیه  دانشگاه کابل است.

در نخست از خود بگوید بانو سروری ؟

در اول سپاس از شما که این زمینه را برای من مساعد کردید و مرا لایق دانستید تا سخن چند با شما و از طریق رسانه شما به دیگر دوستان شریک سازم .

نام مکمل من نرگس سروری غوری است بیست و هفت سال سن دارم و حدود ۳سال میشود که در رادیو تلویزیون ملی ایفای وظیفه میکنم  و برنامه های ادبی و فرهنگی آن را اجرا  می نمایم .

عوامل و انگیزه های مختلف باعث می شود تاانسان به سرایش شعر، رو آورد که گاهی شعر به سراغ انسان می آید و گاهی هم انسان به سراغ شعر میرود. در شما اولین جرقه های شعری  چگونه بوجود آمد؟

هیچ انگیزه‌یی دردناکتر ازدرد نیست، واین درد بدبخت قدرت بزرگی دارد که انسان را وادار به سرایش شعر می‌کند. شعر همواره دوست صميمي منست هیچ تنهایم نگذاشته است وهمیشه به سراغم آمده. من هیچ وقت به سراغ شعر نرفتم ونخواهم رفت.

نخستین شعرتان را چی زمانی در کجا سروددید موضوع و مضمون آن چی بود به یاد دارید ؟

گرچه شاید نخستین شعر شده نتواند، چون هراز گاهی  چیز های شکسته وریخته‌یی می‌آمد به ذهنم ویادداشت می‌کردم وبازدوباره يادداشت هايم را  دورمي‌ريختم، نخستین شعر که  خودم  تا جای باورمند شدم، در مورد وضعیت در حال تغیر انسانها بود و در دوران دانشجوی نوشته بودم .

ارزش یک شعر هنری در آن است که خواننده خود تفکر نماید و از مسیر اندیشه خویش راهی بسوی محتوا و پیام شعر باز نماید.که کاربرد استعاره ها، سمبولها، تشبیهات، و ترکیبات بدیع موجب اساسی ان به شمار می آید ". آیا شما به همین شیوه شعر می سرآید و یا کار شما شکلی دیگری است ؟

هر ایجادگر بدون تردید شیوه‌ی گفتار ونبشتار ویژه‌ی خود را دارد ومن نیز با یک‌ سری دیدگاه وروش متفاوت حضور پیدا کردم وبه ارزش که شما ذکر کرده‌اید نیز موافقم  البته  اصطلاحات  که یاد کردید  نقش فوق العاده‌ی دارد که کار من نیز عاری ازآن مسایل نیست اما بااندکی تفاوت که اوغریزی بودن ظاهر شعرمن است.

شما در سرایش شعر به چه چیزی بیشتر توجه دارید به اندیشه، تخیل، عاطفه، تصویرپردازی، شکل، پیام، زبان، ترکیبات تازه، واژه ها و یا چیز های دیگر؟

گرچه نمی‌شود مسایل  دیگری که یادکردید  را نادیده  گرفت. اما عاطفه وپیام جز اساسی کارمن است  که با ترکیبات و واژه‌ها وتصویرپردازی ضمن اینکه  می‌خواهم  زیبا  باشد  نیز می‌خواهم  یک اندیشه‌ي ماندگار باشد .

شما برای بیان یک شعر، درجستجوی یک حالت خاصی هستید که باید رُخ دهد ؟

شعر باید خودش بیاید ولحظه‌ي‌ که می‌آید حالت خاص خودش را دارا می‌باشد که خود انسان به تنهايی آن حالت  را  ندارد. هرچند من ظاهرن همیشه حالتی آمیخته با هوای شعر دارم؛ اما وقتیکه شعر به حالت خودش می‌آید لحظه‌یی است که گفته نمی‌توانم، بهتر است آن لحظه ها مال شخصی خودم باشد.

در مجموع چند پارچه شعر سروده اید ؟

مدت ۷سال است که شعر میسرایم اما متاسفانه مجموع آن را دقیق به خاطر ندارم که چند پارچه شهر سرودم اما برای دوستان و علاقمندان شعر و ادب مژده میدهم که در آینده ای نه چندان دور یک مجموعه ای از اشعارم را چاپ می رسانم .

اگر قرار باشد روزی دیگر شعر نه سراید چه می کنید ؟

این دیگر یک  امر ناممکن  است. چون من با شعر الفت غریزی وناگسستنی دارم. حتا نمی‌توانم به شعرهایم از دید مادر وفرزند نگاه کنم، محض آنکه شاید  مادری فرزندش را ازدست بدهد. اما بازهم زنده است ونفس می‌کشد. حتا شاید دردی فراموش ناشدنی برایش باشد. وبرای من این مسأله وقتی ممکن است که خاک در آغوشم کشیده باشد.

به نظر شما شعر چی جایگاهء در جامعهء ما دارد؟

بستر ادبی ما طوریست که ارکان تاریخ حوزه‌ی تمدنی ما بر شعر استوار است،  امروزه شعر ما صورت پیش‌کسوت بودن را به صورت بالقوه حفظ نموده است اما باید جامعه ادبی ما در اثر تلاش نسل امروز شاعران و نویسنده گان به پختگی لازمی  برسد که این ظرفیت را به صورت بالفعل آن مجسم سازد و درین باب نقد، کارساز است و باید نقد نیز همپایی آفرینش رشد نماید.

حرفی برای شاعران و بویژه شاعران زن کشور دارید ؟

من در جایگاهی که به شاعران کشورم توصیه کنم نیستم، ولي از آنها می‌خواهم بر تلاش‌های شان بیفزایند و روند آفرینش به مفهوم واقعی آن را تقویت نمایند؛ جمع آمدهای مختلف آفرینشگران ما نیز می‌توانند درمیان ظرفیت‌های مختلف این ساحت فصل مشترک ایجاد نمایند؛ من به ادبیات برج عاج باور ندارم، اما در برابر نمی‌خواهم دامن این ساحت را به گناهانی چون تعصب و سلیقه ورزی بیالایم.

 

بهار

ای آخرین امیدم !

برس و سکوت سال کهنه را بشکن

در تو هوای شعرم جاریست

در تو قناری های خاطراتم زنده میشود .

اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت محفوظ و متعلق به موسسه فرهنگی و اجتماعی تساوی می باشد.
استقاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
Design & Developed by: Momtaz Host