تازه ها: .


توسعه، پیشرفت و تحول در یک جامعه وابسته به نظام آموزشی آن کشور می‌باشد. افغانستان پس از سپری کردن سال‌هاجنگ و ویرانی در نظام سیاسی و آموزشی خود دچار تخریب‌هایی اساسی گردیده است. اکنون بیش از یک دهه می‌شود که در روندی جدید و  مسیری نو قدم گذاشته است.
اما در طول این یک دهه‌ نه تنها تغییر آن چنانی در راستای نظام آموزشی مخصوصاً دانشگاه صورت نگرفته است، بلکه دانشگاه و محیط آن همیشه به عنوان یک سلاح سیاسی در برهه‌های مخلتف به نفع زمامداران و رهبران سیاسی قرار گرفته است. دانشگاه مکانِ درس، تعلیم و رشد قدرتِ فکری یک جوان است نه مکانی برای عقده گشایی‌هایی یک نسل .
در چندین سال‌ اخیر جریانات و حوادث بسیار دلخراشی و تاجایی امیدوار کننده و دل خوش کننده‌ای از درون این محیطِ آموزشی به گوش همگان شنیده شد که می‌توان به آخرین مورد آن، درگیری تقریباً سه هفته‌ی پیشِ خوابگاه دانشگاهِ کابل که بین دانشجویان پیش آمده بود، اشاره کرد، که به گفته‌ی شاهدان، این درگیری زمانی آغازشد که تعدادی از دانشجویان در میدان فوتبال دانشگاه کابل با هم درگیر شدند و دامنه آن درگیری به داخل خوابگاه کشانیده می‌شود وتا نیمه‌های همان شب ادامه پیدا می‌کند. دراین درگیری درحدود بیست وسه تن زخمی شدند و در ادامه آن، دانشگاه‌های کابل و دیگر ولایات کشور از سوی وزارت تحصیلات عالی به مدت سه هفته تعطیل اعلان شد.
نه تنها این حادثه، بلکه اعتصاب غذایی دانشجویانِ دانشکده‌ی علوم اجتماعیِ دانشگاهِ کابل که به علت بی عدالتی، تعصب، قانون شکنیِ حاکم در دانشکده باعث ایجاد حرکتی مدنی دانشجویی گردید که در نتیجه نواقص شدیدِ سیستم اداری دانشگاه‌ها و ادارات وزارات تحصیلات عالی را جلب توجه همگان کرد. آن حرکت مدنی دانشجویی که برای زدودن تعصب، بی عدالتی وحق تلفی در نهادهای تحصیلی کشور راه اندازی شد، نقطه عطف و آغازی شد برای نشان دادن قدرت دانشجویی و نقش اعتراض‌های دانشجویی به عنوان یک روزنه برای تغییر آینده کشور.
همچنین درگیری که در جریان مراسم عاشورای سالهای قبل در مسجدِ دانشگاه کابل اتفاق افتاد، باعث زخمی شدن چندین دانشجو گردید، که با بروز نگرانی‌های شدید و به میان آمدن تعصب‌های مذهبی و قومی درمیان دانشجویان شد که دست مجریان و حلقات مشخص سیاسی و مذهبی در بیرون از محیط دانشگاه نیز مشخص بود. تمام این حادثات موجب بروز شکاف‌هایی بس گسترده و عمیق بین دانشجویان و تعطیلی طولانی و بی‌مورد درجریان عادی درس‌ها شده است که ضرر اصلی آن را دانشجویان به خوبی لمس کردند. نظیر این اتفاقات چه کوچک و چه بزرگ‌تر ازین حوادث در سالهای اخیر همیشه محیط دانشگاه و حتی فضای بیرون از آنجا را به خود مشغول ساخته است امّا علت در کجاست و چرا؟
قوم، مذهب، سمت و زبان جزء مهم ترین بافت‌ها و ساختارهای اجتماعی جامعه افغانی است که حداقل در دو قرن اخیر تاثیراتی زیادی را بالای رویکرد زندگی مردم داشته است. که تمامی این زد و بندهای اجتماعی در زنده گی شخصی افراد به مواردی بسیار مهم تبدیل گردیده است.
افغانستان با همه فراز و نشیبی‌های را که حداقل در دو قرن اخیر سپری کرده است؛ با رویکار آمدن حاکمیت دموکراسی و نظام منتخب مردم سالار، انتظار تغییر و تحول مثبتی در منشأ اجتماعی می‌رفت و خاصتاً از نسلی که محصول ارزشهای دموکراسی بوده است و یا طیف آکادمیک و دانشگاهیان کشور... اما با گذشت حدوداً 13 سال از عمر این نظام هنوز هم شاهد تنش‌ها و درگیری‌ها در درون دانشگاه‌های کشور هستیم که سخت متاثر از گذشته سیاه و تاسف بار این سرزمین است.
حال با توجه به این گذشته و تاثیرات فردی که از بافت‌ها و ساختارهای اجتماعی جامعه، به خصوص که فرد با در نظر گرفتن قوم، سمت، مذهب و زبان در محیطی به نام دانشگاه، که از تمام مناطق و باداشتن اختلاف‌های بسیار شدید به دور هم جمع می‌گردند، خود خواسته و یانخواسته باعث ایجاد ناهنجاریها و یا حتی اغتشاشاتی در بین این عده از افراد گردد. این مساله دوباره برمی‌گردد، بر مسوولین و کسانی که در راس تمام برنامه ریزی‌های نظام آموزشی و تحصیلات عالی کشور می‌باشند. آنها با ضعف مدیریتی قادر به ایجاد فضایی کاملاً مفید و مسالمات آمیز بین این افراد و یا مشخص‌تر دانشجویان نشده‌اند. دانشگاه محیطی است که از تمام اتباع کشور درآنجا برای کسب علم جمع می‌شوند به طور مثال یک هزاره باداشتن عقاید، علایق و فرهنگ خاص مربوط به قوم خود، مدت چهارسال با یک فرد دیگر از قومی دیگر باید مشغول به تدریس باشد، مسوولین باید با در نظرداشت چنین تجمعی در محیط دانشگاه راه حلی برای پذیرفتن تمام عقاید، علایق از سوی تمام دانشجویان و احترام گذاشتن به طرف مقابل ایجاد می‌کردند که دراین راستا کاملاً شکست خورده‌اند و درگیری‌های اخیر نشان دهنده چنین مطلبی است.
مساله‌ی دیگر ضعف در اداره که آن هم باز می‌گردد بر تعصبات و تنش‌های قومی و مذهبی دامن‌گیر در جامعه، بزرگان و رهبران سیاسی و اداری کشور متاسفانه بر اساس معیارهای قومی و مذهبی برای اداره دانشگاه کابل و در کل اکثریت ادارات دولتی به گزینش افراد پرداختن و چنین معیاری باعث گردیده است که انسانهای ناکارا و متعصب با حمایت رهبران تباری اداره دانشگاه را در دست گرفته و مدیریت ناکارا که محصولش جنگ و درگیری بین دانشجویان است بجا گزارد که اعتراضات و اعتصاب دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی را می‌توان علتش را درهمین موضوع دانست.
گروه‌های قدرت در افغانستان شدیداً از بحث‌های مدرنیته و تجددگرایی در هراس و اظطراب است و گروه‌های روشنگری را عامل شکست شان می‌دانند و در صورت چنین تحولی ممکن است دیگر بکلی از میدان سیاست و قدرت برداشته شود این نوع تفکر در گروه‌های قدرت باعث شده که تلاش های جدی و خستگی ناپذیری را در جهت برآشفتگی و تحریک احساسات نسل دانشگاهی کشور به خرج دهند... تا بتواند این نسل را همچون افراد عادی جامعه متعصب نگه دارند.
این گزارش در سایت و روزنامه‌ی صدای شهروند نشر شده است.





اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت محفوظ و متعلق به موسسه فرهنگی و اجتماعی تساوی می باشد.
استقاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
Design & Developed by: Momtaz Host